ميرزا محمد حيدر دوغلات

748

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 387 ) . موضوع شتر وحشى جالب است ، اما در اين مختصر جاى بحث بيشترى نيست . با وجودى كه مؤلفان آسيايى در سده‌هاى متعدد گذشته ، از وجود آن ذكرى به ميان آورده‌اند اما تا آنجا كه من مىدانم به جز ميرزا حيدر ، هيچ يك از آنان از امكان رام كردن آنها سخنى به ميان نياورده‌اند . به اعتقاد من در بين زيست‌شناسان اين سؤال مطرح است كه آيا اين حيوان واقعا وحشى است و آيا اين همان شتر اهلى نيست كه به وحشى تبديل شده است ، شكل و رنگ آن در خلال سده‌ها تا حدودى تغيير يافته زيرا ناچار بوده خود را با دوره انتقال تطبيق دهد . اگر اظهارات ميرزا حيدر صحت داشته باشد مىتوان به بخشى از اين سؤال پاسخ داد . اگر از روى نمونهء گورخر آسياى مركزى قضاوت كنيم ، قياس مع الفارق نكرده‌ايم . ترديدى نيست كه حيوان اخير از ديگر وحوش واقعى متفاوت است . اگر آن را در دورهء جوانى بگيرند به سهولت رام مىگردد و در رديف خران يا ، يابوهاى تاتو قرار مىگيرد ، اگر چه منظور اصلى حاصل نمىگردد - تلاش براى بارگيرى ، زين گذاشتن يا افسار زدن ( تا آنجا كه من در مغولستان يا در لاداخ ديده و شنيده‌ام ) بيهوده خواهد بود . - قديمىترين روايتى كه من از شتران مذكور به دست آورده‌ام مربوط است به روايت هيثون اهل ارمنستان صغير كه در نيمه سده سيزدهم اين شتران را در شمال تيان‌شان ديده و يا مطالبى در مورد آن شنيده است . اما مؤلفان عرب ظاهرا پيشتر ، ذكرى از آنها به ميان آورده‌اند . در روزگار معاصر ، نخست يك انگليسى در 1873 از وجود آنها خبر داد و به طور اهانت‌آميزى مورد مضحكه كامل زيست‌شناسان قرار گرفت . چند سال بعد ، مسافران و زيست‌شناسان روسى آنها را در ناحيه لوب ديدند . پرژوالسكى ، پوست و اسكلتى را كه از شكارچيان محلى خريده بود به سنت پترزبوگ فرستاد . بعد از آن آقاى ليتل دال ) elad lettil . g . ts ( در دامنه كوه‌هاى جنوب و شرق درياچه لوب ، آنها را مشاهده و شكار كرد و نمونه‌هايى از آن به انگلستان آورده شد . زائران بودايى چين از سده پنجم تا هفتم ، ذكرى از آن به ميان نياورده‌اند . احتمال دارد كه تا آن تاريخ ، شتر وحشى در هيچ جاى تيان شان موجود نبوده است . ( 388 ) . در متن اصلى ، عبارت « وحشى ، درنده خوتر » خوانا نيست و كلمات مذكور از روى ترجمه انگليسى نوشته شد . ( م ) ( 389 ) . قوتاس ، گاوميش كوهى تبت ، خاشگو يا دانگ است و تقريبا در همه جاى آسياى ميانه ، داستان‌هايى راجع به درندگى گاوميش وحشى و طبيعت ترسناك آن ، حتى در مورد گاوميش اهلى بر سر زبان‌ها است . از متداول‌ترين اين ادعاها ، مهلك بودن ليس قوتاس‌هاست . در حقيقت زبان او به طرز خاصى ، ناهموار بوده و اين امر غالبا موجد افسانه‌اى گرديده مبنى بر اينكه زبان او ساخته شده از آهن تفته است . مشاهدات مردان معاصر [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] علاقمند به ورزش و شكار و جهانگردى ، به هيچ وجه تاب تحمل گفته‌هاى مؤلف ما را در مورد گاو وحشى ندارد . اين شكارچيان در حدود شرقى لاداخ به شكار مىپردازند و من هرگز موردى را سراغ ندارم كه گاو وحشى حتى يك نفر را زخمى كرده باشد . كاپيتان هاميلتون بوئر در گزارش مسافرت اخير خود در طول تبت ، به ويژه در اين مورد بخصوص مىگويد ، « دزدانه به سوى آنها رفتن بسيار آسان است و بينايى آنها از بينايى اكثر حيوانات وحشى ، تقريبا كمتر است اما قدرت شامه نسبتا خوبى دارند . . . كسى را نديده‌ام كه مورد حمله گاو وحشى قرار گرفته باشد حتى در صورتى كه زخمى گشته باشد و تمايلى به رويارويى با شخص مهاجم را ندارد . سفر در طول تبت ، tebit ssorca yenruoj ، ص 286 . ژنرال پرژوالسكى نيز در تأييد خصوصيات بىآزار بودن اينها ، در سال 1873 نوشت : « سستى و كودنى از خصيصه اصلى آنهاست ، چنان كه در وهله اول ضعيف‌تر از آنچه هستند به نظر مىرسند . گاو وحشى در صورت برخوردارى از هوش زياد مىتوانست براى شكارچيان خطرناك‌تر از ببر باشد ، زيرا شخص نمىتوانست مطمئن باشد كه گلوله‌هايش توانايى كشتن او را خواهد داشت . » در خصوص ابعاد گاو وحشى ، شواهد خوبى از دو شاهد راستين - ژنرال پرژوالسكى در شرق تبت ، و دوست من كلنل وارد ) draw . e . a ( در غرب تبت -